اراده مردم ایران برای سرنگونی و فرار از گرفتار شدن در دام سیاست بازی در واشنگتن و تهران

اکثریت بسیار بالائی از ایرانیان در داخل و خارج کشور راه خود را برای آینده ایران برگزیده اند و نه دلقک بازیهای خیابانی حکومت در خیابانها و پروپاگاندای مضحک صدا و سیمای جمهوری اسلامی در داخل و نه سیاست بازیهای بی نتیجه و ناپخته در واشنگتن، نمیتواند در اراده آنها برای گذار از جمهوری اسلامی اخلالی ایجاد کند.
پناهنده نیوز- آخرین فصل سال گذشته شمسی یعنی دی، بهمن و اسفند ۱۴۰۴، بی شک در تاریخ ایران به فصلی تعیین کننده و ماندگار برای صد سال آینده کشور و مردم ایران زمین تبدیل شده است. زمستان چهارصد و چهار با مقدمه قیام مشهد در بیست و یکم آذر همان سال شروع شد. حوادث روز ۱۲ دسامبر در مشهد و پیامدهای آن در زمستان نشان داد که ملت ایران نه تنها میداند دیگر خواهان هیچ نسخه ای از جمهوری اسلامی، چه اصلاح طلب، چه اصولگرا و چه اعتدالی نیست، بلکه تصمیم خود برای آینده ایران را گرفته و میداند بعد از سرنگون کردن جمهوری اسلامی چه برنامه ای دارد.
حوادث و شعارهائی که توسط جمعیت انبوه زنان و مردان مشهدی در مراسم یادبود مرگ مشکوک یک وکیل سلطنت طلب به نام خسرو دهکردی در ۲۱ آذر رقم خورد، اولین نشانه خیابانی و آشکار و بدون اگر و اما از سوی ملت ایران بود برای ابراز تمایل به انتخاب رهبر برای گذار از جمهوری اسلامی. این یک قدم بزرگ بود که پس از چهل و هفت سال از سوی ایرانیان برداشته شد و نقطه آغاز انقلاب ملی ایرانیان یا همان انقلاب شیر و خورشید شد. حرکتی که نه تنها به جمهوری اسلامی نه گفت بلکه نشان داد که مردم ایران از ملی- مذهبی و چپ گرا و مجاهد و فدائی خلق هم عبور کرده اند.
چهار ماه طوفانی
قیام مشهد مقدمه ای شد برای فرخوان شاهزاده رضا پهلوی در روزهای هجدهم و نوزدهم دی ماه و حضور میلیونی مردم در همه خیابانهای کشور به دنبال اعتراضات گسترده در بازارارهای تهران و اصفهان. رژیم جمهوری اسلامی به دستور رهبر خود علی خامنه ای، وحشت زده دست به بزرگترین کشتار تاریخ معاصر ایران از مردم معترض زد و صدا و سیمای جمهوری اسلامی با وقاحت تلاش کرد روایت دروغین بسازد. روایتی برای فروختن به بیگانگان و نه مردمی که خود شاهد جنایت بودند. هزاران نفر از ملیونها ایرانی حاضر در خیابانها، طی چهل و هشت ساعت حضور خیابانی روزهای ۱۸ و۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ کشته شدند. هزاران نفر زخمی و هزاران نفر بازداشتی توسط جمهوری اسلامی، برای همیشه صحنه سیاسی کشور ایران را تغییر داد.
در پی این کشتار بود که روز چهاردهم فوریه ۲۰۲۶ بازهم به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی اینبار ایرانیان خارج کشور حماسه تاریخی دیگری خلق کردند و بیش از یک میلیون نفر از آنها در سه شهر بزرگ مونیخ، تورنتو و لس آنجلس همزمان برای همبستگی با هموطنان خود در داخل کشور گردهم آمدند و نظر ایرانیان ساکن خارج از ایران هم برای آینده کشور ایران معلوم شد. بخش بسیار بزرگی از ایرانیان در داخل و خارج کشور خواهان دخالت جهانی برای جلوگیری از کشتار مردم بی دفاع ایران در خیابانها شدند و دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به آنها وعده کمک داد.
همین وقایع بود که در نهایت باعث شد در ساعات اولیه بامداد ۹ اسفند ۱۴۰۴ با حمله مشترک آمریکا و اسرائیل مجتمع اصلی حکومت جمهوری اسلامی به نام بیت رهبری در مرکز تهران با خاک یکسان و علی خامنه ای رهبر مجنون و مخفی آن کشته شود. بدین ترتیب روز تاریخی دیگری در ایران به ثبت رسید که نقطه آغاز سرنگونی و پایان سی و هفت سال خودکامگی بود. این واقعه نشان داد جمهوری اسلامی تا چه حد قدرتی پوشالی دارد. تا جائی که حتی قادر به حفظ جان رهبر خود هم نیست.
اکنون که از آن واقعه چهارماه میگذرد، حکومت جمهوری اسلامی عملا با وجود تبلیغات فراوان و رویا فروشی، فاقد رهبر است. هیچکس از مردم ایران مطمئن نیست کسی را که میگویند به رهبری انتخاب کرده اند آیا واقعا وجود خارجی دارد یا ندارد. رئیس جمهور اسلامی و رئیس مجلس اسلامی و رئیس قوه قضائیه با تصریح رئیس جمهور آمریکا، فقط هنوز زنده مانده اند که با آمریکا مذاکره کنند. به خواست شخص دونالد ترامپ آنها مانده اند که شیرازه کشور به دید او از هم نپاشد تا انتقال به رژیم جدید به آرامی انجام بگیرد. بازماندگان جمهوری اسلامی نه تنها اکنون رهبر و ولی فقیه ندارند، قادر به تشکیل نهادهای حکومتی مانند مجلس قانونگذاری، مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت و شورای عالی دفاع خود نیز نیستند.
سپاه پاسداران از یک نیروی نظامی قانونی که خودشان ادعا داشتند، تبدیل به یک گروه میلیشیای تروریستی شده که در کوههای جنوب ایران پنهان گردیده است و هر چند روز یکبار بدون هدف مشخص چند موشک و پهپاد به سمت خلیج فارس شلیک میکنند تا بگویند هنوز هستیم. نه پادگانی برای آنها مانده، نه پدافندی، نه نیروی دریائی و زمینی و هوائی و حتی فرماندهان علنی. همه مخفی در سوراخهای زیر زمینی هستند. آنها از یکسو در صدا و سیما به دروغ و گزافه دم از قهرمانی و مقاومت و پیروزی میززنند و از سوی دیگر به دست بوس معاون رئیس جمهور آمریکا میروند که حالا ناجی جدیدشان شده است.
پروژه مدل ونزوئلایی
واقعیت امر این است که جمهوری اسلامی در عمل سرنگون شده است. ولی چون هنوز چیزی جایگزین آن نشده، بقایای جمهوری اسلامی همچنان خودنمائی میکنند و خود را حاکم کشور معرفی مینمایند. این به وضوح با اجازه دستگاه رهبری در واشنگتن است. دونالد ترامپ خود را در وقایع دی ماه بارها حامی مردم ایران در مقابل جمهوری اسلامی معرفی کرد و تصمیم او برای حذف علی خامنه ای و با خاک یکسان کردن بیت رهبری در تهران بیشترین هوادار را برای او در بین ایرانی های خارج و داخل ایران دست و پا نمود. اما به محض این که ترامپ احساس کرد جمهوری اسلامی با سرعت در حال سرنگونی است، با برداشتن انگشت خود از روی ماشه تفنگی که با آن جمهوری اسلامی را نشانه گرفته بود، خواست با اعلام آتش بس فرصت دیگری برای بقا به مردان باقیمانده جمهوری اسلامی در تهران بدهد.
فرصتی که ترامپ به بقایای جمهوری اسلامی داد، به درخواست و اصرار حلقه ای از مشاوران و هوادارانش بود که به نظر میرسد جی دی ونس معاون رئیس جمهور در راس آنها قرار دارد. امروز معلوم شده این گروه که فعلا ترامپ به آنها در اجرای سیاستهایشان در مورد ایران میدان داده است، اطلاعات خود را همانند دولت اوباما از منابع غلطی به دست می آورند. برخی از ایرانیان مشکوک فعال در رسانه های آمریکا با جی دی ونس در سفر به پاکستان و سوئیس برای ملاقات قالیباف و عراقچی همراه بوده اند. به نظر میرسد این جناح انزوا طلب در دولت آمریکا، ترامپ را به این نتیجه رسانده اند که میتواند با دور زدن مردم ایران و خواسته آنها برای رهبری دوره گذار، الگوی ونزوئلا را در ایران تکرار کند و با افرادی از درون خود رژیم به نفع االات متحده ببندد.
مذاکرات و سیاست بازیهای گروه قدرت آمریکا نشان داد که بر خلاف اتهاماتی که دستگاههای تبلیغاتی جمهوری اسلامی درباره وابسته بودن شاهزاده رضا پهلوی به کمک و حمایت آمریکا میزدند، رهبر انقلاب ملی ایرانیان شخصیتی مستقل است که تنها به ملت ایران متکی میباشد. بر حسب اتفاق آمریکائی ها برای آینده حضور خود در ایران ترجیحشان به ظاهر افرادی از بقایای جمهوری اسلامی میباشد که آدمهائی بی هویت و مطیع و نوکر مسلک هستند. معاون رئیس جمهور آمریکا دارد تلاش میکند آنها را وادار کند که اربابهای قبلیشان را فراموش کنند و ارباب جدید را بپذیرند.
دستگاه قدرت در آمریکا، غافل از این هستند که اکثریت بسیار بالائی از ایرانیان در داخل و خارج کشور راه خود را برای آینده ایران برگزیده اند. نه دلقک بازیهای خیابانی حکومت در خیابانها و پروپاگاندای مضحک صدا و سیمای جمهوری اسلامی در داخل و نه سیاست بازیهای بی نتیجه و ناپخته بخشی از گروه قدرت در واشنگتن، نمیتواند در اراده آنها برای گذار از جمهوری اسلامی خللی ایجاد کند. چهار ماه آینده نیز مانند چهار ماه گذشته حوادث بسیاری در دل خود دارد که سرنوشت آینده ایران را بیش از پیش آشکار خواهد کرد. با اطمینان بالائی میتوان گفت که مردم ایران باردیگر خواست خود را در جائی که کسی فکرش را نمیکند تحمیل خواهند نمود.



