ایران

تغییر سیاست بازمانده های جمهوری اسلامی از ابهام هسته ای به ابهام رهبری

کسانی که امروز در تهران قدرت را به دست دارند فکر میکنند با نمایشهای خیابانی تکراری و مستمر و مضحک با استفاده از دخترانی که بی حجاب و بد حجابشان کرده اند و قربان و صدقه شان میروند، میتوانند جلوی حرکت بعدی مردم ایران را برای سرنگونی نظام بگیرند.

به گزارش پناهنده نیوز، بعد از شکست مذاکرات دولت آمریکا با نمایندگان جمهوری اسلامی در واشنگتن و در حالی که آتش بسی موقت از سوی رئیس جمهور آمریکا اعلام شده، در داخل ایران وضعیت بسیار شکننده ای به وجود آمده است. بقایای حکومت و بطور مشخص سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هر روز با هزینه بسیار زیاد چند هزار نفر را برای نمایشهای خیابانی به میادین و گذرگاههای اصلی شهرهای بزرگ میکشانند. رادیو تلویریون دولتی ایران هم با نمایشهای مضحک و تهدیدهای شگفت آور تلاش میکند تا از شکست بسیار سنگین خود روایت پیروزی و فتح بسازند. آنچه که این بازمانده های جمهوری اسلامی به عنوان آخرین راه نجات به آن امیدوارند این است که در قطع اینترنت و عدم دسترسی مردم به ارتباط با دنیای خارج بتوانند در دل مردم معترض ایران رعب و وحشت ایجاد کنند از یک سو و از سوی دیگر با تغییر دادن سیاست خود از به قول خودشان ابهام هسته ای، به سیاست ابهام در رهبری، ایالات متحده و جهان را فریب داده، خود را غیر قابل تغییر و شکست ناپذیر نشان دهند.

آنقدر در شوهای تلویزیونی جمهوری اسلامی اغراق میشود و به شکل مصنوعی بر روی موضوع  قدرتمند نشان دادن خودشان افراط ناشیانه میکنند که ترسشان از فروپاشی از همیشه بیشتر آشکار میگردد. کارناوالهای خیابانی حکومت اسلامی  که در آن یک روز بر حضور معترضان جنبش زن زندگی آزادی در کنار جمهوری اسلامی تاکید و تبلیغ میشود و یک روز در آن موشک و گشتهای نظامی صورتی به تصویر کشیده میشود، اکنون تبدیل به جوکی تکراری و اعصاب خورد کن برای مردم ایران شده که حتی بی طرفها و افراد بدون نظر سیاسی را هم به صفوف مخالفان فرستاده است.

در چنین فضائی، اصرار عجیبی که بر روی یک وجود خیالی به نام رهبر در صدا و سیما و سایر دستگاههای تبلیغاتی جمهوری اسلامی وجود دارد، وضعیت را بدتر کرده است. بعد از اولین حمله اسرائیل و آمریکا به جمهوری اسلامی معروف به جنگ دوازده روزه، عدم پاسخگوئی درباره وضعیت تاسیسات هسته ای و غنی سازی ایران به خصوص وضعیت اورانیوم غنی شده، از سوی حامیان جمهوری اسلامی، سیاست ابهام هسته ای نامیده شد. همین رفتار بسیار عجیب و عدم پاسخ مسولان جمهوری اسلامی باعث شد تا بهانه لازم به دست ترامپ برای آغاز حمله دوم در اسفندماه بیفتد. حالا یکی از مهمترین خواسته های ترامپ در مذاکرات این است که این اورانیومهای غنی شده باید از ایران خارج شوند. ترامپ به بهانه همین موضوع دائم به آنها ضربه میزند.

بعد از آغاز حمله دوم آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی، رهبر جمهوری اسلامی و محل استقرار او و ایادیش در قلب تهران هدف قرار گرفتنند و از بین رفتند. اما به زودی اعلام شد که یکی از فرزندان علی خامنه ای به نام مجتبی، جان به در برده، به رهبری برگزیده شده است. در حالی که نه مجلس خبرگانی از سوی رژیم اسلامی تشکیل شد و نه حتی توانائی این را دارند که رهبر منتخب خود را به مردم نشان دهند و یا صدایش را به گوش مردم برسانند.

اکنون معلوم نیست در جمهوری اسلامی رهبر کیست و سکان فرماندهی توسط چه کسی هدایت میشود. رهبری جمهوری اسلامی مثل همان اورانیوم غنی شده در ابهام قرار گرفته تا بتواند شاید طناب نجاتی برای رژیم اسلامی از خطر سقوط باشد. اکنون همه نظرات علی خامنه ای رهبر نابود شده جمهوری اسلامی همراه خودش دود شده و به آسمان رفته است. نه اثری از غنی سازی هسته ای هست که قرار بود عامل بازدارندگی از حمله خارجی و عامل پیشرفت باشد. نه اثری از مجتبی هست که قرا بود عامل بقای نظام و استمرار بیت رهبری پس از مرگ خامنه ای بشود.

در ایران مردم معتقدند، در واقع هرچه که خامنه ای برای آن بیش از سه دهه ایران را به قهقرا فرستاد با خودش از بین رفته است. حالا مردم فقط منتظرند  که جسد خامنه ای را با همه نقشه های ویرانگرش برای غنی سازی اورانیوم و پروژه جانشینی، یکجا برای همیشه به خاک بسپارند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا