قومی و ملی

وضعیت سیاسی، اجتماعی و قومی استان خوزستان در آستانه وقایع آبان ۹۸

شروع اعتراضات آبان ماه امسال  از خوزستان بود. مردم این استان بیشترین کشته ها را در درگیری با ماموران حکومت اسلامی دادند. آیا نارضایتی شدید در خوزستان ریشه قومیتی دارد؟

 پناهنده نیوز- طی اعتراضات پائیز امسال مناطق حاشیه غرب کشور که چند قوم بزرگ ایرانی در آنها ساکن هستند دچار تلاطم بیشتری بودند. در هفته آخر آبان ۱۳۹۸ شهرهای استان خوزستان پیشتر و بیشتر از هر نقطه دیگر ایران اعتراضات خود را به بهانه گران شدن بهای بنزین بر علیه حکومت جمهوری اسلامی نشان دادند. شاید به همین دلیل هم بود که بزرگترین خشونت از سوی حکومت جمهوری اسلامی علیه آنها اعمال شد که حاصل آن حداقل ۱۵۰ کشته، پانصد زخمی و بیش از هزار بازداشتی بود. برخی از تحلیلگران ریشه این سطح از نارضایتی شدید در استان خوزستان را فقر در روستاهای این استان و نبود رفاه نسبی در شهرهای آن می دانند که به بحرانهای اجتماعی آن منطقه دامن زده است. برخی دیگر ریشه این درجه از خشم و اعتراض مردم علیه حکومت را در خوزستان ناشی از مطالبات پاسخ داده نشده قومی می دانند. آیا نارضایتی شدید در خوزستان ریشه قومیتی دارد؟ برای یافتن پاسخ درست باید ابتدا وضعیت اقتصادی و ترکیب جمعیتی و قومی این استان را بررسی کرد.

شهرستان اهواز مرکز استان خوزستان به این علت که بسیاری از مهمترین چاههای نفت ایران را در خود جای داده است و شرکتهای عظیم مناطق نفتخیز جنوب و حفاری و فولاد در آن قرار دارند، اهمیت اقتصادی بسیار بزرگی برای کشور ایران دارد. بزرگترین بخش صنایع پتروشیمی ایران نیز در شهرهای جنوبی استان خوزستان قرار دارند. از سوی دیگر راه داشتن خوزستان به آبهای آزاد بین المللی و نزدیکی شهرهای آن به مرزهای کشور عراق، موقعیت بسیار ویژه جغرافیای سیاسی برای آن فراهم آورده است که باعث شده تا این استان از نظر سیاسی بسیار مهم باشد.

ترکیب قومی خوزستان

در استان خوزستان با حدود چهار میلیون جمعیت برخلاف استانهای ترک و کرد نشین غرب کشور تنوع قومیتی بسیار است. در حالی که تنها استان دارای تنوع قومی در شمالغرب کشور یعنی آذربایجانغربی به طور عمده محل سکنی فقط دو قوم آذری و کرد می باشد، استان خوزستان علاوه بر این که محل زیست اقوام عرب، لر، بختیاری، قشقائی و بویر احمدی (لکی و ارجانی) می باشد، بلکه تعداد بسیاری از مردم سایر نقاط ایران بخصوص از استانهای اصفهان و فارس و مرکزی در یکصد سال اخیر به دنبال توسعه صنایع نفت و گاز و پتروشیمی در آنجا ساکن شده اند. این تنوع قومیتی بسیار زیاد باعث شده تا هیچ برتری جمعیتی از سوی هیچ قومی نتواند در کل استان خوزستان دیده شود.

البته ترکیب قومی در تک تک شهرهای مختلف استان خوزستان با هم و با کل استان فرق دارند. شهرهای شادگان، هویزه، سوسنگرد، بستان، دشت آزادگان عرب نشین هستند. در شهرهای آغاجاری، امیدیه، رامشیر، دزفول، شوش و اندیمشک اکثرساکنان لر هستند. در شهرهای ایذه، باغملک، مسجدسلیمان، هفتکل و شوشتر عمدتا بختیاریها و تعدادی از قشقائی ها زندگی می کنند. در شهرهای رامهرمز، بهبهان و هندیجان اکثریت قریب به اتفاق با مردم قوم بویراحمدی است. چهارشهر بزرگ اهواز، خرمشهر، آبادان و ماهشهر هم دارای جمعیتهای عرب و لر و بختیاری و بویراحمدی و مهاجر با نسبتهای تقریبا مساوی هستند که هیچکدام بر دیگری غلبه عمده ای ندارند.

بنا براین خوزستان را نمیتوان استانی از لحاظ قومیتی یکدست مانند کردستان، آذربایجان و بلوچستان به حساب آورد که در آنها مطالبات قومیتی جدی وجود دارد. در خوزستان مردمی از چند قومیت با گویشها و آداب و رسوم متفاوت وجود دارند که اکثریت قریب به اتفاق آنها دارای مذهب مشترک شیعه اثنی عشری هستند و دارای اختلافات مذهبی نیز نیستند. البته گاهی اختلافات محلی بین طوایف به وجود می آید که حتی کار به زد و خوردهای مسلحانه هم میکشد. ولی در نهایت همه اقوام و طوایف و شاخه های آنها قرنهاست به آرامش در کنار هم زندگی می کنند و هیچ قومی بر قوم دیگر در این استان تفوق و برتری قومیتی ندارد.

از لحاظ قدرت سیاسی و اقتصادی نیز وضعیت به همین گونه است و توازن نسبی درتوزیع فقر بین خوزستانی ها برقرار است. در حالیکه استاندار خوزستان و چند مقام ارشد دیگر آن استان بهبهانی هستند و یا بویر احمدی می باشند، بختیاری ها و لرها در سازمانهای دولتی و ادرات و شرکتها و کارخانجات خوزستان حضور بسیار پر رنگی دارند. عربها نیز در سپاه پاسداران و بخشهای امنیتی حضور چشمگیری نشان می دهند. تعداد قابل توجهی از عربها دارای درجات افسری و سرداری در سپاه و نیروی انتظامی هستند. همه می دانند که حداقل در هشت سال گذشته پرنفوذترین مرد خوزستان که  بالاترین مقام امنیتی کشور یعنی دبیری شورای عالی امنیت هم ملی را به عهده دارد یکی از عربهای وابسته به عشایر خوزستان است. برای سالهای طولانی هم یک بختیاری فرمانده کل سپاه پاسداران ایران بود که این شخص امروز هم در مقام دبیری  مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنان از نیروهای مطرح حکومت اسلامی محسوب می شود. این در حالی است که چنین مشاغل حساسی از ابتدای شروع جمهوری اسلامی به کردها یا بلوچها سپرده نشده است.

وضعیت اقتصادی و رفاهی خوزستان

با نگاهی به وضعیت شرح داده شده می توان گفت که نارضایتی شدید مردم خوزستان نه از سر مطالبات انباشته شده قومی بلکه بیشتر به خاطر مطالبات اقتصادی و سیاسی مردم این استان می باشد. این که در بین کشته شدگان قیام آبان ماه مردم خوزستان به نسبت تقریبا مساوی از همه اقوام ساکن آن استان یعنی عربها، لرها، بختیاری ها، بویراحمدی ها و غیره دیده میشوند می تواند شاهد این ادعا باشد. یعنی نارضاتی از حکومت در بین همه مردم خوزستان تقریبا به یک نسبت وجود دارد.

بین مردم استان خوزستان اعم از لر، بختیاری، عرب و غیره، متداول است که از خود و مسئولین سوال می کنند؛ چرا با وجود این که مرکز تولید نفت کل کشور در استان آنهاست و دارای منابع غنی در روی زمین و زیر زمین هستند ولی مردم یا به کلی فقیرند یا از رفاه مناسبی برخوردار نیستند؟

مطابق آمارهای موجود تقریبا نیمی از جوانان شهرهای بهبهان و رامهرمز که دراعتراضات آبان ماه بسیار فعال بودند بیکار هستند. این موضوع بیکاری جوانان در کل استان خوزستان با اندکی تفاوت تقریبا با شهرهای بهبهان و رامهرمز مشابهت دارد و حدودا ۱۰ درصد بیشتر از میانگین بیکاری جوانان در کل کشور است. مسائلی مانند بیکاری گسترده جوانان خوزستانی و فقر بالا در مناطق روستائی در بین همه اقوام ساکن خوزستان کمابیش یکسان وجود دارند.

مردم خوزستان از هر قومیتی خودشان را با شیخ نشینهای همسایه ایران مانند کویت، دبی، ابوظبی، قطر و حتی بحرین و عمان مقایسه می کننند و خود را از نظر وضعیت اقتصادی و رفاه زندگی بسیار عقب تر از آنها می دانند. این در حالی است که حکومت جمهوری اسلامی و حامیان آن مرتب وضعیت نا امن و نابسامان همسایه های عراقی آنها از نظر اقتصادی را به رخ خوزستانی ها میکشند. البته خوزستانی ها خوب می دانند که وضعیت نابسامان و عدم امنیت عراق در حال حاضر به مقدار زیاد به خاطر حضور وفعالیت نیروهای جمهوری اسلامی در آن کشور است و می گویند که چرا ما باید فقط به عراق نگاه کنیم و با آنها مقایسه شویم. بلکه باید به سایر کشورهای منطقه چشم بدوزیم و وضعیت خودمان را نسبت به مردم آنها بسنجیم.

سایر عوامل نارضایتی در خوزستان

مسئله بحران ریزگردها و هوای بسیار آلوده و نامطلوب هم باعث نارضایتی های عمده ای بین مردم خوزستان به ویژه در ده سال گذشته شده است. موضوع وضعیت آب و هوای نامطلوب به خصوص وقتی بیشتر باعث شکایت و نارضایتی می شود که مردم خوزستان متوجه میشوند که حکومت اسلامی و دولت ناشی از آن در عمل کار زیادی جز همدردی کردن در این مورد از دستش برنیامده است و حتی از همکاری ساده با کشورهای منطقه برای حل این بحران نفس گیر ناتوان می باشد.

از موارد دیگری که همواره در سی سال گذشته باعث عصبانیت و خشم مردم خوزستان نسبت به حکومت می شود این است که پس از گذشت بیش از سی سال از پایان جنگ بین ایران و عراق هنوز مناطق جنگ زده خوزستان به طور کامل بازسازی نشده اند و علاوه بر صدها روستای تخریب شده در جنگ، شهرهای آبادان و خرمشهر و سوسنگرد و بستان هنوز از بسیاری زیرساختهای شهری که در اثر جنگ از دست داده اند محروم مانده اند. مردم خوزستان و به ویژه آبادان و خرمشهر سالهاست که به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند. این در حالی است که خوزستانی ها هر روز در رسانه های گوناگون اخبار بازسازی سریع شهرهای جنوب لبنان و خرجهای کلان در شهرهای نجف و کربلای عراق توسط حکومت ایران را میبینند و یا می شنوند.

عمده شهرهای درگیر استان خوزستان در طی قیام آبان ماه شهرهای اهواز، ماهشهر، بهبهان، خرمشهرو امیدیه بودند که در هیچکدام از آنها مطالبات قومیتی عمده ای وجود ندارد و ضمن توجه به مطالبات اقوام گوناگون در آن شهرها برای حفظ زبان مادری و سایر خواسته های برحق قومی، باید گفت که عمده نارضایتی مردم از حکومت جمهوری اسلامی در خوزستان ناشی از مطالبات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی می باشد که سالهاست معوق مانده اند.

البته این موضوع هرگز نباید نادیده گرفته شود که سیاستهای داخلی و منطقه ای جمهوری اسلامی همواره به گونه ای بوده است که بسیار تمرکز گرا و همسایه ستیز است. به همین دلیل نارضایتی های فرهنگی و اقتصادی را در بین اقوام ساکن در مناطق مرزی ایران بسیار دامن میزند و تقویت میکند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا