انقلاب ملی ایرانیان و رابطه آن با تهاجم نظامی آمریکا و اسرائیل به جمهوری اسلامی

شکستهای پی در پی جمهوری اسلامی در جبهه های گوناگون راه را برای پیروزی انقلاب ملی هموارتر و کم هزینه تر میکند. بقایای جمهوری اسلامی هزینه بسیار میکنند که مردم را نا امید و از خواست سرنگونی منصرف کنند.
پناهنده نیوز- هر روز چهره های جدیدی به نام کارشناس و مفسر مسائل ایران در رسانه های جریان اصلی غرب و تلویزیونهای فارسی زبان با قیافه و ژستهای ساختگی و حق به جانب ظاهر میشوند تا با عناوینی نظیر بی طرفی و بررسی کارشناسانه، دروغهای دستگاههای تبلیغاتی جمهوری اسلامی را خواسته و یا ناخواسته، با شکل جدیدی به خورد مردم ایران بدهند. وزارت خارجه و سازمانهای اطلاعاتی باقیمانده جمهوری اسلامی با میلیونها دلار خرج و پول پاشی در بین ورشکسته های سیاسی داخل و خارج ایران تلاش میکنند تا حقایق را وارانه جلوه بدهند و از شکست مفتضحانه خود در برابر دشمانانشان روایت فتح و پیروزی بسازند. محسن رضائی و دوستانش یعنی احمد وعیدی و باقر ذوالقدر به این گمان هستند که هنوز در بر همان پاشنه دهه شصت شمسی برای آنها میچرخد و مردم گول دروغهای جنگی آنها را میخورند. مانند همان تبلیغاتی که در زمان جنگ عراق برای عملیاتهای شکست خورده خود راه می انداختند و آنها را فتح الفتوح مینامیدند و به هم تبریک دروغین میگفتند. آن زمان هم عده زیادی بودند که آن تبلیغات مضحک را باور نمیکردند، چه برسد به امروز!
در سوی دیگر ماجرای امروز ایران مردمی نشسته اند که دستشان از پول و سلاح خالی است و هیچ دوست جدی در رسانه های جریان اصلی جهان و بیشتر رسانه های فارسی زبان ندارند. این مردم با مایه گذاشتن از جان خودشان در جریان انجام انقلابی هستند که بی شک در تاریخ از آن بزرگترین و موثرترین انقلابهای قرن بیست و یکم نام برده خواهد شد. این مردم هم در داخل ایران هستند و هم در خارج از مرزهای جغرافیائی کشورشان. اما با همه نغمه های ناساز و دروغ پراکنی های پر سر و صدا، بر سر انقلاب ملی خود ایستاده اند و خواهان ریشه کنی از بن نظامی جمهوری اسلامی به هر قیمتی هستند. این اکثریت ملت ایران که دیگر خاموش نیستند و برای پائین کشیدن جمهوری اسلامی ظرف همین چند ماه گذشته، هزاران کشته و زخمی و اسیر داده اند، میدانند که راه پر مشقتی را برگزیده اند و حاضرند تاوان آزادی دائم خود را بپردازند. آنها اسیر تبلیغات با کلید واژه های ساختگی مثل زیرساخت و قیمت نفت و انتخابات میان دوره ای نمیشوند. مردم دستشان را بر زانوی خود گذاشته اند و جان و مال خود را داده اند. از کمکهای خارجی به خودشان برای سرنگونی نظام اگر باشد تشکر میکنند. اگر هم نباشد میدانند که چاره کار خودشان را عاقبت خودشان میکنند.
یک سر دیگر ماجرای امروز ایران به جز بقایای دروغگوی نظام جمهوری اسلامی و مردم به جان آمده ایران که خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستند، دشمنان پرزور خارجی جمهوری اسلامی یعنی آمریکا و اسرائیل هستند که طی یکسال گذشته در دو نوبت کوتاه مدت حملات نظامی حساب شده ای به نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در داخل و خارج ایران داشته اند. حملاتی که به گفته خودشان نه به قصد سرنگونی بلکه با هدف نابودی توان نظامی رژیم حاکم بر تهران انجام شده است. آنها کارشان را مطابق اهدافشان درست انجام میدهند و به تبلیغات جمهوری اسلامی اهمیت نمیدهند. اما نمیدانند که گوشت مردم ایران زیر دست آن دار و دسته بقایای جمهوری اسلامی است و اقدامات نصفه و نیمه و تبلیعاتی همین دار و دسته باقیمانده از جمهوری اسلامی میتواند چه هزینه سنگینی بر ملت ایران تحمیل کند.
پس سه متغیر در معادله قدرت در ایران امروز عبارتند از؛
بقایای جمهوری اسلامی که از همه امکانات مادی و مالی برخوردارند و میخواهند با شیادی و پروپاگاندا به دروغ، باخت سنگین خود را پیروزی معرفی کنند تا بتوانند نظام خود را به هر قیمتی نگهدارند و به غارت و چپاول ایران ادامه دهند.
مردم ایران که دستشان خالیست و نه تنها پول و اسلحه و امکانات ندارند، حتی از حق داشتن اینترنت و ارتباطات هم محروم شده اند. اما با جدیت معتقدند که تنها راه رهائی برای ایران سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است و نباید به این رژیم شکست خورده مهلت بازسازی خود را داد.
آمریکا و اسرائیل دشمنان قدرتمند جمهوری اسلامی که دنبال رسیدن به اهداف نظامی و امنیتی خود در منطقه و جهان هستند و جمهوری اسلامی را دشمنی بزرگ برای امنیت خود و مردمشان میدانند. اینها دنبال تضعیف شدید جمهوری اسلامی و کاهش شدید توان نظامی آن هستند. ولی الزامی به سرنگونی این رژیم ندارند و اگر گمان کنند به اهدافشان رسیده اند ممکن است از حمله دست بردارند.
بی شک برآیند کنشها و واکنشهای این سه متغیر اصلی در عرصه کشور، طی ماههای پیش رو سرنوشت آینده ایران را رقم خواهد زد.



