مطالبات معوق زنان ایرانی در ۸ مارس روز جهانی زن

رضوان مقدم: حکومت بخشی از هویت خود را در تبعیض علیه زنان تعریف کرده است اگر قرار است تغییری در قوانین تبعیض آمیز علیه زنان ایجاد شود اول باید از کانال قوه مقننه بگذرد.
پناهنده نیوز – هشتم مارس در تقویم بین المللی با عنوان “روز جهانی زن” نامگذاری شده است. این یکی از روزهای سال است که بیشترین بحثها و بزرگترین تظاهرات با محوریت موضوع زن در آن انجام می گیرد. در کشور ایران اگر چه نظام جمهوری اسلامی به این روز بهائی نمی دهد و سالروز تولد دختر پیامبر اسلام یعنی “فاطمه” را به عنوان روز زن اعلام کرده اند، اما فعالان حقوق زنان در این روز بیشترین تلاش خود را برای رساندن صدایشان به گوش جامعه و حاکمان آن می کنند.
بسیاری از زنان و مردانی که مطالبات و مبارزات زنان ایرانی را در سالهای پس از وقوع انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی پی گیری کرده اند، فکر می کنند که جنبش زنان ایرانی پس از وقایع انتخاباتی سال ۱۳۸۸ در محاق است و هنوز بعد از گذشت پنج سال نتوانسته از حاشیه خود را به متن جریانات سیاسی و اجتماعی برگرداند. حسن روحانی در طی مبارزات انتخاباتی خود وعده های فراوانی برای به صحنه آوردن جدی زنان و پی گیری مطالبات آنها داد.
“رضوان مقدم” پژوهشگر، فعال حقوقبشر و حقوق زنان که از فعالان بنیان گذاران کمپین یک میلیون امضا است، در گفتگو با خبرنگار سایت “جرس” به تحلیل وضعیت جنبش زنان ایرانی در شرایط کنونی می پردازد. با توجه به اهمیت موضوعات مورد بحث، بخشهای خلاصه شده ای از گفتگوی “فیروزه رمضان زاده” را با این فعال حقوق زنان در زیر می خوانید:
خانم مقدم! در دولت روحانی وضعیت جنبش زنان در ایران و فضای مطالبهخواهی از سوی جامعه زنان را چگونه میبینید؟ پس از هیاهوی تبلیغات انتخاباتی حسن روحانی آیا هنوز میتوان صدای طیفهای مختلف فعالان حقوق زنان را شنید؟
ما در جمهوری اسلامی در ایران با حکومت و دولت سرو کار داریم. حکومت یک سیاست کلی دارد به ویژه در مورد مسائل زنان ممکن است با تغییر رئیس جمهوری اندک تغییری در فضای عمومی جامعه ایجاد شود مثل آنچه که در دوران اصلاحات اتفاق افتاد ولی گروههای سرکوب و فشار بیکار نمینشینند و چه بسا اقدامات رادیکالتری علیه زنان انجام دهند. بنابراین فضای مطالبه محوری زنان با آنچه که در دوران احمدینژاد بوده فرقی نکرده است. آقای روحانی هم که امکانات ویژهای برای فعالان حقوق زن ایجاد نکردهاند که بتوانند مطالباتشان را در فضای امنی مطرح کنند. کارنامه سی و پنچ ساله حکومت جمهوری اسلامی نشان داده است که ارادهای برای رفع تبعیض از زنان وجود ندارد. اگر قرار است تغییری در قوانین تبعیض آمیز علیه زنان ایجاد شود اول باید از کانال قوه مقننه بگذرد که تا کنون هیج گونه توجهی نشده و در دولت روحانی هم بالاخره قوانین تبعیض آمیز سر جای خود باقی ماندند. مجلس کاری نکرده چون بنیادگرایان اکثریت مجلس را در دست دارند. در مجلس نهم که به پایان آن نزدیک میشویم لوایحی تصویب شدند که به ضرر زنان بود. البته باید دید در انتخابات بعدی مجلس چه خواهد شد. باید منتظر بود در انتخابات بعدی چه بخشی از اصلاح طلبها به مجلس راه خواهند یافت. البته با سدهای دیگری هم مواجهیم مثل شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام که اگر قوانینی را نپذیرند تصویب نمیشوند، مثل پیوستن ایران به کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان که مجلس ششم بالاخره با حق تحفظ تصویب کرد که البته خواست فعالان حقوق زن پیوستن به کنوانسیون بدون شرط و شروط است اما تصویب نهایی آن متاسفانه از سوی شورای نگهبان تایید نشد.
کنشگران حقوق زنان در راستای برطرف کردن مشکلات زنان و تبعیضهای اعمال شده علیه آنها، خواهان آن هستند که بتوانند در بستر جامعه مدنی برای خواستههای خود تلاش و مبارزه کنند و در نهایت به دموکراسی برسند. آیا تحقق این مسائل در دولت فعلی امکان پذیر است؟
واقعیت این است که اکنون جامعه ایران در حال گذار است. نزدیک به ۵۵ میلیون از جمعیت ایران زیر ۳۵ سال سن دارند. الان یک دختر ایرانی را نمیتوان وادار کرد که روسری سر کند و حجاب داشته باشد. به چه دلیل باید یک زن ایرانی مجبور به پوشش خاصی باشد، کدی که حاکمیت برایش تعریف کرده است. همان روزهای نخست انقلاب بود که آقای خمینی دستور داد زنان با حجاب ظاهر شوند اما همان زمان بین برخی از مراجع و شخصیتهای مذهبی اختلاف نظر ایجاد شد از جمله آقای طالقانی معتقد بود که نباید اجباری در پوشش و حجاب زنان وجود داشته باشد. اما متاسفانه آن بخش از حاکمیت پیروز شد که دید بنیادگرایی داشت و حجاب به زنان تحمیل شد و هر روز همان فشارها به شکلهای مختلف بر زنان وارد شد از گشتهای ارشاد گرفته که از همان ابتدا وجود داشت و فجیعترین حالت این مساله، اسیدپاشی به زنان ایرانی بود. متاسفانه همه ما شاهد تصاویر این افراد و زندگی تباه شدهشان بودیم که چقدر دلخراش بود، آقای رییس جمهور تا به حال، چه کار جدی در رابطه با این موضوع انجام داده است؟ در حالی که پرونده این موضوع نباید بسته باشد و بایستی با قاطعیت بیشتری دنبال شود. هرچند ایشان موضع گرفت اما توقع میرفت که در این زمینه خیلی قاطعانهتر موضع میگرفتند. هنوز هم مطالبات زنان این است که این مساله روشن شود در شرایطی که تاکنون به این مطالبه پاسخی داده نشده و نیروهای اطلاعاتی به جای اینکه مرتکبین این جنایت را بازداشت کنند معترضینی نظیر مهدیه گلرو را بازداشت کردند. وظیفه دولت بوده که در این مورد شفاف سازی کند و به اطلاع مردم برساند که این پرونده در چه مرحلهای است و چه شد؟
در برپایی اعتراضات چند ماه اخیر به اسید پاشیهای اصفهان و نیز در اعتراض به عدم حضور زنان در ورزشگاهها تعدادی از فعالان زن در یک سال اخیر بازداشت شدند. دلیل حساسیت حاکمیت نسبت به کنشگران حقوق زن چیست؟
ببینید در ارتباط با بازداشت فعالان حقوق زن میتوان از دو جنبه نگاه کرد. اگر دولتی بر سر کار بیاید که کمی معتدلتر است بخش دیگر حاکمیت میخواهد قدرت نمایی کند و عرصه زنان برای آنها جای مناسبی است، پس شروع میکنند به سرکوب زنان. اما در کلیت سیستم جمهوری اسلامی بخش عمده هویت خود را با قوانین تبعیض آمیز علیه زنان و ایجاد محدودیت علیه زنان تعریف کرده است. شما تصور کنید اگر در جمهوری اسلامی از فردا اعلام شود که زنان آزادند حجاب نداشته باشند و یا مثلاً قرار است قوانین تبعیض آمیز حذف شود دیگر از جمهوری اسلامی چه چیزی باقی میماند؟ مثلا سیستم بانکداری بهره بانکی سی درصد سود از شما میگیرد. بابت وام بهره بانکی بالاترین نرخ بهره را دارد. سیستم اقتصادی از لحاظ توزیع مسکن و سایر مسائل ویژگی این سیستم جمهوری اسلامی چیست؟ به نظر من زنان سرکوب میشوند چون حاکمیت بین خواستههای زنان و سیاست گذاریهای خود تجانسی نمیبیند. برخی میگویند این یک قرائت از دین است اما آنچه واقعیت است این است که سیستم جمهوری اسلامی از بیان مطالبات زنان وحشت دارد چون آگاهی به سطح جامعه میرسد و به همین دلیل محدودیتهایی برای فعالان حقوق زنان ایجاد میکند.
بحث ازدواج فرزندخوانده با سرپرست و قانون حمایت از خانواده از مباحث جنجالی بودند که در دولت روحانی در مجلس شورای اسلامی مورد بحث گذاشته شدند. قوانینی که دربرگیرنده نابرابریهای آشکار در زمینه حقوق زنان هستند.
به نکته خوبی اشاره کردید. در دولت روحانی لوایحی که ضد زن بودند با شتاب به مجلس فرستاده میشدند. ……به هر حال، تمام تلاشهای فعالان حقوق زن برای متوقف کردن طرحهای زن ستیزی که علیه زنان به مجلس ارسال شد به حداکثر موفقیتی که کسب کرد این بود که برخی از طرح ها و لوایح مسکوت بمانند یا با تغییراتی جزیی تصویب شوند. لوایحی که ظاهرا مسکوت مانده اند به معنای این نیست که تصویب نشوند گاه اتفاق افتاده که برخی از این طرحها بدون اینکه اطلاع رسانی شود عملا ً در سکوت خبری اجرا شدهاند. بنابراین فاصله مطالبات زنان با آن اقداماتی که در سیستم جمهوری اسلامی در حال انجام است بسیار زیاد است و تا به حال کار مهمی در این زمینه انجام نشده است.
در حالی به روز جهانی زن نزدیک میشویم که هم چنان قوانین نابرابر، زندگی بسیاری از زنان در ایران را تحت تاثیر قرار داده و از سوی دیگر به توجیه و تولید خشونت علیه زنان دامن زده است. در سالهای گذشته با وجود تلاش کنشگران زن برای خشونت زدایی هنوز در قوانین مدنی ایران نوعی خشونت سیستماتیک علیه زنان وجود دارد.
بله، در ایران قوانینی وجود دارد که به خشونت دامن میزند وقتی که قانون میگوید اگر همسرتان را مثلاً دیدید که با یک مرد غریبه هست حق دارید او را به قتل برسانید. این تشویق به اعمال خشونت است. یا اگر جد پدری نوه خود را بکشد مجازاتی برایش در نظر گرفته نمیشود. در رابطه با قانونی که از قتلهای ناموسی حمایت میکند ماده ۶۳۰ قانون مجازات اسلامی ست که میگوید اگر مردی همسرش را در حال زنا با یک مرد غریبه دید و مطمئن شد که همسرش هم تمکین کرده میتواند هر دو آنها را بکشد. یا اینکه برادری تصور میکند خواهرش دوست پسر دارد، پدری فکر میکند که دخترش دوست پسر دارد، حتی تلفنی حرف زده٬ اورا مجازات میکنند. …..علاوه بر این، برای زنانی که خشونت خانگی بر آنها اعمال شده خانههای امنی وجود ندارد تا در موارد ضروری به این مراکز مراجعه کنند دولت هم از این مساله حمایت نمیکند. اینها مسایلی هستند که فراتر از قوانین هستند. خشونتهایی که ناشی از قوانین هستند باید در بحث و گفتگویی جداگانه مطرح شوند.