صلح مسلح رهبر جمهوری اسلامی و مصائب امروز مردم ایران

آیت الله خامنه ای ازبازی نگهداشتن ایران در حالت نه جنگ و نه صلح سود فراوانی برای خود تصور میکند. در حالیکه مردم ایران زیر فشار شدیدی هستند.
پناهنده نیوز- پس از فروکش کردن بلاهای سیل و ملخ که در فروردین ماه دامان ملت ایران را گرفت، در اردیبهشت ماه دیو سیاه جنگ شروع به قدم زدن در اطراف دروازه های ایران کرد. پیشتر، درست در گیر و دار سیل خانمان برانداز نوروزی، سپاه پاسداران به عنوان یک سازمان تروریستی از سوی دولت آمریکا شناخته شده بود و داد مقامات کشوری و لشکری جمهوری اسلامی را به هوا رساند. اما تهدیدهای جدی مردان جمهوری اسلامی در سالگرد خروج آمریکا از برجام هسته ای شروع شد. این تهدیدها چندان شور بودند که باعث شدند تا دولتمردان آمریکا هم به فکر بیفتند تا فشارها را بیشتر کنند. کار از تهدید زبانی دوطرف به نقل و انتقال موشک به عراق برای زدن اهداف آمریکائی و اعزام ناو هواپیما بر به خلیج فارس برای بازداشتن جمهوری اسلامی کشید. یاران ترامپ تهدید کردند و علی خامنه ای هم در سخنانی مانند همیشه دو پهلو، اعلام کرد که بطور قطع بین ایران و آمریکا جنگ نمیشود، اما مذاکره و صلحی نیز در کار نخواهد بود.
با توجه به همه حرکتهای دو هفته اخیر در منطقه خاورمیانه، اطلاعیه شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی و دادن مهلت دوماهه به اروپا برای قرارداد هسته ای، پیام تهدید رئیس جمهور اسلامی به رهبران قدرتهای غیر آمریکائی، تغییرات در سطوح عالی فرماندهی سپاه پاسداران و حرفهای ضد و نقیض و شاخ و شانه کشیدنهای رئیس جمهور آمریکا و رهبر جمهوری اسلامی، بررسی اوضاع از سه دیدگاه مختلف برای شناخت بهتر شرایط ضروری به نظر میرسد:
علی خامنه ای به چه می اندیشد؟
رهبر جمهوری اسلامی امروز در حال پا گذاشتن در همان راهی است که سلفش آیت الله خمینی چهل سال پیش آن را پیمود. حلقه مشاوران و کارگزاران به او اطمینان داده اند که آمریکا در حال حاضر توانائی عملیات نظامی گسترده علیه جمهوری اسلامی را ندارد و دونالد ترامپ از سپاه و موشکها و قایقهای تندروی آنها میترسد. از سوی دیگر خامنه ای شاید با امدادهای غیبی حدس میزند که ملت آمریکا مشکل است ترامپ نامتعارف را برای چهار سال دیگر روانه کاخ سفید کنند. این مشابه همان فکری است که در نیمه اول سال ۱۳۵۹ اطرافیان خمینی در مغز مقتدایشان جا دادند و او را به آن باور رساندند که صدام حسین بلوف میزند و قصد حمله گسترده نظامی به ایران را ندارد و ملت عراق یکپارچه آماده خلع و کنار زدن او از قدرت است.
علی خامنه ای با توجه به اطلاعاتی که در اختیار او از سوی اطرافیانش قرار میگیرد، تصور میکند که حتی اگر آمریکا حمله محدودی به زیرساختها و یا پایگاهها و تاسیسات ایران در خلیج فارس و دریای عمان بکند، طرفداران او در جنوب لبنان و جنوب عراق و شمال یمن چنان آتشی می توانند برپا کنند که ترامپ را از کرده پشیمان کنند. او فکر میکند تازه حمله هوائی یا دریائی به زیرساختهای ایران هرچند برای کشور ویران کننده و مهلک باشد ولی باعث تقویت او در داخل میشود. اگر این حمله صورت پذیرد هیچکس دیگر جرات مخالفت با او را نخواهد داشت و به بهانه تهدید خارجی چنانکه در زمان جنگ ایران و عراق اتفاق افتاد دردهان همه مخالفان را می بندد و پایه های جانشین مورد نظر خود را هرکه باشد محکمتر در داخل بیت رهبری میکوبد. طوری که خانواده اش پس از او همان بلائی که خودش سر خانواده خمینی آورد بر سرشان نیاید.
بنابراین پیش فرضها رهبر جمهوری اسلامی فکر میکند که حداکثر تا هجده ما دیگر بدون مذاکره و بدون هرگونه مصالحه ای میتواند اوضاع را کنترل کند و هرچه فشار بر ملت بیاید آن را به گردن ترامپ و تهدیدها و تحریمهایش بیندازد و آب هم از آب تکانی نخورد و در قدرت و مکنت او خللی وارد نشود. پس با اطمینان اعلام میکند که جنگ نخواهد شد و مذاکره نمی کنیم و تغییری هم در رفتارمان نمیدهیم. خامنه ای نه از خودش بلکه از مردم مایه می گذارد و می گوید ملت مقاومت می کنند.
دانالد ترامپ چه فکر میکند؟
رئیس جمهور قدرتمندترین کشور دنیا همان طور که بقیه روسای جمهور آمریکا در طول چهل سال گذشته درباره ایران فکر و عمل میکردند، فکر و عمل میکند. یعنی مقابله با جمهوری اسلامی از طریق دیپلماسی و تحریم در حدی که رهبران آن نتوانند دارای قدرتی بیش از آنچه دارند بشوند. در واقع مهار جمهوری اسلامی در منطقه هدف اصلی اوست و نه تغییر رژیم در ایران. این سیاست برای اهداف آمریکا بسیار مفید به نظر میرسد. چون جمهوری اسلامی با این ترتیب باید تمام توانش را در دورزدن تحریمها و فرار از تنگناهای اقتصادی صرف کند و فرصت کمتری برای مداخله و دردسر درست کردن در منطقه خواهد داشت.
ترامپ هرچند بسیار درباره راه افتادن شورشها در ایران صحبت میکند و درباره دفاع از حقوق مردم ایران در برابر مظالم جمهوری اسلامی میگوید، اما خودش هم خوب میداند که در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا هر چه تحریمهای سنگین عراق و لیبی توانست باعث قیام عمومی و سرنگونی دیکتاتورها در آن کشورها از این طریق بشود در ایران هم چنین اتفاقی خواهد افتاد. فقط از نظر پرزیدنت آمریکائی سنگ مفت است و البته گنجشک هم مفت تر از آن. حالا اگر این وسط تصادفی اتفاقی هم افتاد و ملت به جان آمده از اینهمه مصائب و له شده زیر بار تحریم اقتصادی و فساد و رانت خواری و سیاست بازی، حرکتی هم کرد که خوب ضرری ندارد. چرا که نه.
در واقع رئیس جمهور آمریکا هم مثل رهبر جمهوری اسلامی فقط از مردم ایران مایه میگذارد. فشار تحریم را بر گردن مردم ایران انداخته است تا شاید این ملت حرکتی به خودش بدهد و دیکتاتور حاکم را براندازد.
ملت ایران برداشتش از این ماجرا چیست؟
هم خامنه ای و هم ترامپ بر سر یک موضوع با هم توافق دارند و آن این است که ملت ایران باید مقاومت کند و هزینه بدهد. رهبران جمهوری اسلامی و ایالات متحده مطمئن هستند که این بازی در حد کنترل شده برای موقعیت آنها هیچ ضرری ندارد. رهبر جمهوری اسلامی میداند که مجموعه های اقتصادی زیر نظر او هیچوقت شفاف و با دست رو عمل نکرده اند که حالا بخواهند از تحریمها ضرری ببینند. ترامپ هم میداند که کمپانیهای عمده آمریکائی سالهاست سهم مستقیمی از تجارت و همکاری با ایران ندارند.
بسیاری از مردم ایران در این شرایط فکر میکنند بهتر است منتظر بمانند و ببینند ترامپ واقعا برای آنها چه خواهد کرد. آنها با خودشان میگویند حالا که این ترامپ بی کله به صحنه آمده و اینطوری اساسی به پر و پای آخوندها و پاسدارها پیچیده چرا ما بریم جلو و هزینه بدیم. منتظر میمانیم تا سربازان آمریکائی همانطور که کابل و بغداد را آزاد کردند به تهران هم برسند و بعد هم از شر آخوندها خلاص شده ایم و هم مدعی آمریکا میشویم که چون اشغال کرده باید کشورمان را تبدیل به ژاپن و یا کره جنوبی بکند.
گروهی از ایرانی ها نیز که کمی با عمق بیشتر به این ماجرا نگاه میکنند متوجه شده اند که ترامپ چون تصمیمی برای سرنگونی جمهوری اسلامی ندارد، با حرکات و تهدیدهایش فقط بر مردم ایران فشار خواهد آورد بدون اینکه مشکلی از آنها حل کند. دست آخر هم مانند همه چهل سال گذشته مصالحه ای پشت پرده با حفظ ظاهر فحش و ناسزا از دوطرف انجام خواهد شد. در نهایت ترامپ و خامنه ای ملت ایران را به مشت و لگد و توسری در حالیکه دارائیهایش به یک پنجم یا شاید یک دهم قبل تقلیل یافته به سوی پایان قرن چهاردهم شمسی هادی و رهنمون خواهند شد.
هنوز معلوم نیست رویاهای کدام یک از این سه بازیگر اصلی یعنی خامنه ای و ترامپ و ملت ایران، بیشتر به حقیقت خواهد پیوست. فعلا که ملت ایران زیر فشار شدید است. باید منتظر ماند و دید تا کجا کمر ملت تاب این همه فشار را دارد و برنده و بازنده نهائی این بازی خطرناک کیست.