سیاسی

تفاوت و شباهت بین عقاید و علائق سیاسی ایرانیان خارج کشور و مردم داخل ایران

عقاید چپ نمای ضد امپریالیستی، طرفداری از اسلام سیاسی تحت پوشش نام ملی مذهبی، جمهوری خواهی غیر لیبرال، طرفدارای از فدرالیسم قوم گرا و مخالفت با حکومت سلطنت مشروطه، بیشتر در بین ایرانیان خارج کشور دیده میشود تا در بین مردم داخل ایران.

پناهنده نیوز – به دنبال برگزاری کنفرانس با عنوان “حقوق بشر در ایران پس از جمهوری اسلامی” در روز شنبه ۱۸ اکتبر (۲۶ مهر) در شهر اسلو پایتخت کشور نروژ، بحثهائی در فضای رسانه ای فارسی زبان درباره نقش گروههای چپ، قوم گرا، جمهوری خواهان و مخالفان سلطنت، بالا گرفت.

در این کنفرانس که شیرین عبادی حقوقدان برجسته ایرانی و برنده جایزه صلح نوبل و رهبر یک حزب شناخته شده طرفدار مشروطه نیز شرکت داشتند.  نمایندگان اپوزیسیون چپگرای جمهوری اسلامی درباره مسائل عملی مانند عدالت در دوران انتقال، امنیت، دموکراسی و پیشگیری از خشونت بحث و تبادل نظر نمودند.نگاهی به اسامی و عناوین سخنرانها و موضوعاتی که مطرح کردند و درباره آن حرف زدند، نکات بسیاری داشت.

در پنل اول این کنفرانس چهار چهره شناخته شده و شناسنامه دار با وجود تفاوت بسیار زیاد در دیدگاه سیاسی، با درایت بر لزوم اتحاد نیروهای اپوزوسیون صحبت کردند. این چهار نفر یعنی خانم شیرین عبادی حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل، عبدالله مهتدی دبیرکل حزب کومله کردستان ایران، یزدان شهدائی عضو شورای مدیریت گذار و فواد پاشائی دبیرکل حزب مشروطه ایران، بر لزوم اتحاد اپوزیسیون برای جلوگیری از خلأ قدرت، تمرکز بر مسائل عملی بجای تمرکز بر مفاهیم اختلاف آور کلی و رسیدن به دمکراسی از طریق گفتگوی احزاب با تمرکز بر سقوط جمهوری اسلامی صحبت کردند.

اما در پنلهای بعدی چهره های نه چندان شناخته شده از سوی جریانهائی که نام آنها را تقریبا هیچکس در داخل ایران نشنیده است، صحبت کردند. سازمان همبستگی جمهوری خواهان، حزب کمونیست کارگری ایران، حزب تضامن دمکراتیک اهواز، حزب مردم بلوچستان، حزب کمونیست کردستان ایران و……… چندین نام دیگر که با عنوان دفاع از حقوق مردم کرد و آذری و بلوچ و عرب صحبتهائی کردند. همه این اسامی و سخنرانان آنها یک درصد مردم ایران را نمایندگی نمیکردند. تقریبا همه آنها را حتی در مناطقی از ایران که نام آن منطقه را بر خود نهاده بودند کسی نمیشناسد.

در داخل ایران چه در شهرهای بزرگ  و کوچک مرکزی و چه در شهرها و روستاهای مناطق مرزی که بیشتر زیستگاه اقوام ایرانی است، بیشتر مردم امروز رضا پهلوی را با نام میشناسند و نام او و خانواده اش را فریاد میزنند. البته درصد کمتری هم هستند که خود را طرفدار نظام جمهوری میدانند. اما مشکل آنها این است که چهره یا حزبی را نمیتوانند نام ببرند که عقایدشان را نمایندگی کند. در واقع جمهوری خواهان فقط میدانند که چه نمیخواهند برای آینده ایران. ولی نمیدانند چه کسی یا جریان سیاسی نماینده آنهاست و به گونه ای بی سرپرست مانده اند. این گروه که کمتر از ده درصد ایرانیان می باشند، نمبدانند آلترناتیو عملی آنها در مقابل جمهوری اسلامی و بعد جمهوری اسلامی چیست یا کیست.

در داخل ایران در بین اقوام ایرانی هم گرایشات به همین ترتیب است. عقاید فدرالیسم افراطی، چپگرائی کمونیستی استالینی، جدائی طلبانه و افراط گرائی قومی تقریبا هیچ زمینه و اقبالی در بین مردم قومیتهای ایرانی مانند عربها، کردها، بلوچها و آذری ها ندارد.

کسانی که با این اسامی پر طمطراق مانند همبستگی جمهوری خواهان، تضامن دمکراتیک اهواز، مردم بلوچستان، تشکیلات کردستان کمونیستی و امثالهم در مجامع خارج کشور حاضر میشوند در بیشتر موارد فاند بگیران حرفه ای هستند که بیش از نامشان کار و اثر دیگری ندارند و حضورشان در جلسات و کنفرانسها فقط برای گزارش به سازمانی است که از آن فاند خود را دریافت میکنند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا