نتایج و پیامدهای سیاسی حضور گسترده مردم در خیابانهای ایران به دعوت شاهزاده پهلوی

در نگاهی ار بالا به صحنه سیاسی ایران نه یک صفحه شطرنج بلکه یک صحنه نبرد نهائی یا آخرین نبرد به چشم میخورد.
شهاب ابراهیمی
پس از گذشت دو هفته از رستاخیز ملی مردم ایران و به ویژه چهار روز حضور میلیونی جمعیت در خیابانهای تهران و سایر شهرهای ایران که باعث شد نام “انقلاب ملی ایران” به این جنبش سراسری داده شود، معادلات سیاسی در ایران وارد فضای جدیدی شد که قبلا سابقه نداشت. از روز اول شروع این دور از اعتراضات علیه حکومت اسلامی، مردم معترض علاوه بر شعارهای معمول همیشگی بر علیه جمهوری اسلامی و به ویژه رهبر دیکتاتور نظام و سیاستهای ویرانگر او برای ایران، شروع کردند به فریاد زدن نام خاندان پهلوی و خواستار بازگشت سلطنت پهلوی و شخص رضا پهلوی ولیعهد آخرین پادشاه ایران شدند. البته این رفتار مردم قابل انتظار بود. در ابتدای سال در تجمعاتی که در چند مکان تاریخی به مناسبت جشن نوروز برپا شده بود این شعارهای پهلوی خواهی به آسمان بلند شد و بسیارروشنتر از همیشه به گوش رسید. در آذر ماه همین امسال هم در مراسم هفتمین روز درگذشت مشکوک وکیل مبارز خسرو علیکردی در مشهد، جمعیت انبوهی که گرد آمده بودند به روشنی هرچه بیشتر و بدون لکنت نام پهلوی را تکرار کردند و شعار جاوید شاه از سوی مردم مشهد به گوش همه رسید.
مردم کف خیابان
شعارهائی که مردم در کف خیابانهای ایران سر دادند باعث شد که مشخص شود اکثریت مردم، یا حداقل همه کسانی که حاضرند برای سرنگونی جمهوری اسلامی به خیابان بیایند، تمایلشان برای رهبری در مقطع سرنگونی و گذار به چه جریان و شخصی است. شاهزاده رضا پهلوی یا آنطور که مردم در ایران او را صدا کردند “شاه رضا پهلوی” بعد از اینکه فراخوانهایش برای شبهای ۱۸ و ۱۹ دی ماه ۱۴۰۴ با استقبال میلیونی مردم در تهران و اکثر نقاط ایران روبرو گردید، در عمل تبدیل به رهبر بلامنازع منتخب مردم برای سرنگونی رژیم اسلامی و دوران انتقال شد. این اتفاق مهمی بود که خلاء رهبری در جنبش ملی برای سرنگونی جمهوری اسلامی را حل کرد. قدم هوشمندانه مردم در پاسخ مثبت و قاطع به اولین فراخوانهای خیابانی شاهزاده رضا پهلوی، هم روشن ساخت که گروههای سیاسی و فعالان داخل و خارج کشور باید چه کنند و هم باعث شد همه تبلیغات رژیم برای اینکه از حمایت اکثریت مردم ایران برخوردار است کاملا فرو ریزد.
گروههای داخل و خارج
اکنون مشخص است که گروههای سیاسی داخل و خارج ایران، باید هرچه صریحتر رابطه خود با شعارهای مردم در کف خیابانهای کشور را مشخص کنند. شعارهای مشخص جمعیت میلیونی برای بازگشت پهلوی چنان واضح و رک بیان شده اند که سایر گروهها و جریانهای فکری داخل و خارج باید فعالیتهای از این به بعد خود را با توجه به اتفاقات چهار روز گذشته بازتعریف نمایند. دیگر کسی نمیتواند به آسانی قبل از این چهار روز خواستهای ملت برای گذار از جمهوری اسلامی را به نفع خود تعبیر و تفسیر نماید. مردم ایران یکصدا خواسته ایجابی خود را بیان کرده اند و هرکس مدعی کار برای آنهاست نمیتواند این خواسته ها را نادیده بگیرد. این گروهها و جریانات سیاسی در صورتی که با خواسته ملت خود را همسو کنند خواهند توانست در آینده سیاسی ایران برای خود جایگاهی را در نظر داشته باشند و در آنجا با آزادی کامل نظرات خود ر به رای و نظر مردم بگذارند. اما اگر نخواهند با خواست عمومی همراهی کنند، مردم حاضر در خیابان منتظرشان نخواهند ماند و از روی آنها رد خواهند شد.
حکومت اسلامی تهران
در مورد حکومت جریان به این سادگی نیست. حکومت جمهوری اسلامی و رهبران آن اکنون در تنگنای عجیبی گرفتار شده اند. از یکسو دیگر بازی اصلاح طلب اصولگرای آنها نه در بین مردم ایران و نه در مقابل کشورهای خارجی جواب نمیدهد. هردو جناح مجبور هستند در مقابل مردم حاضر در خیابانها تمام قد بایستند و از کشتار حمایت کنند چون بقایشان با خطر روبرو شده است. پس بازی پلیس خوب و پلیس بد آنها به بازی پلیس بد پلیس بد تغییر میکند. از سوی دیگر حالا که قدرت اراده مردم را دیده اند بیش از هر زمان دیگری میدانند که توان مقاومت خیلی زیادی ندارند و اگر موفق نشوند دست حمایتگر قدرتهای خارجی را از پشت مردم انقلابی حاضر در کوچه و خیابانهای ایران بردارند فاصله زیادی تا ترک قدرت نخواهند داشت. اما چنان پلهای پشت سرشان در صحنه خارجی خراب است که مانند گذشته با وعده و وعید تو خالی موفق نخواهند شد قدرتهای جهانی را از حمایت مردم ایران منصرف کنند. مگر اینکه سر رهبر را در سینی به حضور آنها ببرند که این هم در بین خودشان به شدت اختلاف خواهد انداخت. هرچه حضور مردم انبوهتردر خیابان باشد احتمال برخورد قهر آمیز بین جناحهای حاکمیت که خواستار عبور از رهبری علی خامنه ای هستند و مخالفان آنها بیشتر میشود.آنها از همین الان در درون خودشان دعواهای مربوط به انتخاب رهبر بعدیشان را آغاز کرده اند.
صحنه سیاسی ایران
در حال حاضر تانکهای سیاسی شاهزاده رضا پهلوی با یک قدرت کوبنده و خیلی سرحال و چابک در خیابانهای کشور در حال پیشروی هستند. حکومت با لشکری همیشگی که اینبار اطمینان از ماندن آنها تا پایان کار هم ندارد به خیابانها آمده تا جلوی تانکهای طرفداران رهبری رضا پهلوی را بگیرد. گروههای سیاسی و جریانهای فکری حالا باید یکی را انتخاب نمایند و به آن کمک کنند. اینها که دیگر با واقعیت عریان در منظر چشمان خود روبرو شده اند یا جانب مردم انقلابی را میگیرند و با تمرکز بر حمله به حکومت باعث بی اثر شدن ماشین پروپاگاندای جمهوری اسلامی و توان سرکوب آن میشوند. یا با چوب گذاشتن در لای چرخهای تانک حرکت ملت به کمک رژیم اسلامی برای سرکوب انقلاب ملی میروند و اینگونه خود را از چشم مردم تا سالهای زیادی می اندازند. این ترسیم صحنه سیاسی امروز ایران است که نگاهی از بالا به آن نه یک صفحه شطرنج سیاسی بلکه یک صحنه نبرد نهائی سیاسی را به چشم میرساند.



