گروه های اجتماعی

فاندهای مالی چه هستند و کدام ایرانیان مهاجر و پناهنده از این کمکهای نقدی بهره میبرند؟

عده ای از ایرانیان مقیم خارج که توانسته اند به منابع پشتیبانی مالی سازمانهای دولتی و غیر دولتی غربی دسترسی پیدا کنند چندان تمایلی به حل مسئله ایران از طریق تغییر رژیم ندارند چون میترسند که کمکهای قابل توجهی که میگیرند را از دست بدهند.

پناهنده نیوز-  در سالهای گذشته درصد کمی از  ایرانیان مهاجر به روشهائی توانسته اند با سازمانها و نهادهای غیر دولتی و یا برنامه های توسعه وابسته به دولت کشورهای محل اقامت خود ارتباط برقرار کنند و از کمکهای مالی مالی قابل توجه آنها بهره ببرند. این بهره برداری گاهی اوقات بسیار تپل، باعث شده است که این گروه ایرانیان مهاجر دارای دیدگاههای سیاسی و نظرات اجتماعی ویژه ای بشوند که با عموم ایرانیان مهاجر تفاوتهای اساسی دارد.

در دهه های گذشته بسیاری از ایرانیان به دلایل مختلف ایران را ترک کرده اند و عمدتا در کشورهای غربی از استرالیا و نیوزیلند در اقیانوسیه تا سوئد و آلمان و فرانسه و انگلیس در اروپا و کانادا و ایالات متحده در آمریکا، جایگزین شده اند. عده قابل توجهی از این جمعیت مهاجر ایرانی که حدود هشت میلیون نفر تخمین زده میشوند، برای به دست آوردن اجازه اقامت  کشورهای موسوم به کشورهای غربی مجبور به اعلام پناهندگی شده اند. عده ای نیر از طریق دریافت ویزاهای سرمایه گذاری و تحصیلی و کاری به کشورهای غربی وارد شده اند و بعد اقامت آنجا را به دست آورده اند.

فاند یا کمکهای مالی برای چه کسانی؟

در سراسر جهان سازمانهای مدافع حقوق بشربه همراه سلزمانهای مدافع حقوق اقلیتهای مذهبی و قومی از منابع مالی و کمکهای دولتی و همچنین کمکهای مردمی برای ایجاد چتر پوشش حفاظتی برای بی پناهان و افرادی که مورد ظلم قرار گرفته اند استفاده می کنند. این کمکها از طریق ساز و کارهای شفاف مرتبط با شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد هماهنگ و اداره  میشوند.

علاوه بر سازمانهای مدافع حقوق محرومان و اقلیتها، گروههائی نیز وجود دارند که به خدمات برای پناهجویان و پناهندگان مشغول هستند و اینها بیشتر فاند مالی خود را از سازمانهای بزرگ و مشهور خیریه های بین المللی دریافت میکنند و آن را صرف احداث پناهگاه، اردوگاه و ارائه خدمات آموزشی و بهداشتی مینمایند.

اما دسته ای از افراد بطور شخصی وجود دارند که با یافتن راههای ارتباط با کارگزاران  برنامه های توسعه جهانی  در ارتباط قرار میگیرند و کمکهای مالی ماهانه و سالانه نسبتا قابل توجهی را دریافت میکنند بدون این که ساختار مناسبی برای بررسی کارآئی آنها وجود داشته باشد. معمولا این افراد برنامه ای برای کمپینهای فضای مجازی، شبکه های تلویزیون ماهواره ای یا راه اندازی برنامه رادیوئی به منابع مالی خود ارائه میدهند. این افراد عموما برنامه های خود را طوری ارائه میکنند که چندان قابل راستی آزمائی و سنجش اثر بخشی نباشند.

فاند بگیران ایرانی

در داخل ایالات متحده و اروپا، ایرانیانی که در سالهای ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸ شمسی یعنی دهه موسوم به اصلاحات در ایران مشغول به فعالیت در روزنامه ها و رسانه های اصلاح طلب بودند یا در دفاتر چهره های اصلاح طلب کار میکردند، بعد از خروج از ایران با استفاده از وقایعی که آن سالها در ایران رخ داده بود و انعکاس جهانی داشت، توانستند طرحهائی شخصی خود برای استفاده از کمکهای مالی سازمانهای فعال برای توسعه سیاسی و اجتماعی در جهان را جا بیندازند و از این کمکهای مالی سخاوتمندانه بهره ور شوند. در این میان نام چند نماینده مجلس ششم شورای اسلامی و چند وزیر و معاون وزیر یا مدیر رسانه و اعضای بلند پایه دولت محمد خاتمی بسیار به چشم میخورد. برخی از اعضای معروف دفتر تحکیم وحدت یا همان انجمن اسلامی دانشگاهها که از حامیان محمد خاتمی بودند نیز در میان فاند بگیران شخصی جا دارند.

گروه دیگر از فاند بگیران شخصی ایرانی، افراد وابسته به اقوام هستند که جدا از سازمانها و احزاب شناخته شده بطور شخصی با پیدا کردن طرحهای کمک به توسعه جامعه چند فرهنگی و تحت عنوان توسعه زبانهای قومی به خصوص در اروپا،  بودجه های مالی قابل توجهی به نام تاسیس رادیو یا انتشار نشریات به زبانهای قومی و از این قبیل فعالیتها دریافت میکنند.

بررسیها نشان میدهد که این دو گروه از فاند بگیران ایرانی چون روشهای مناسبی برای سنجش کارآئی آنها وجود ندارد، با ارائه گزارشهای دروغین از فعالیتهای خود هرساله بیشتر مبالغ دریافتی را صرف امورات شخصی خودشان میکنند و بخش ناچیزی را صرف پروژه ای مینمایند که بابت آن فاند را دریافت کرده اند.

مواضع سیاسی فاند بگیران ایرانی

نکته قابل توجه اینجاست که این دو گروه از فاند بگیران پوششی با کمک پولهای بی حساب و کتابی که در اختیار دارند در رسانه های خارجی نیز حضور بیشتری دارند و با گرفتن مواضع دوپهلو و ضد اتحاد مردم تلاش میکنند باعث شکاف بین ایرانیان و اتفاق نظر در پیدا کردن گزینه های مناسب برای دوره گذار از جمهوری اسلامی میشوند. چند کاریکاتوریست و نویسنده ایرانی که در مطبوعات دوره اصلاحات در ایران فعالیت داشتند و اکثرا در خانواده هائی با افکار کمونیستی و حزبی بزرگ شده اند و همچنین برخی که خودشان را ملی مذهبی معرفی میکنند و دارای ریشه های اندیشه التقاطی هستند طی یک دهه گذشته جزو دریافت کنندگان بخشی از این کمکهای مالی بوده و هستند.

در یک نمونه یکی از کسانی که در زمان اعتراضات کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸ مدتی بازداشت و بعد آزاد شد و به طرز مشکوکی خود را به آمریکا رساند، اکنون مدعی تشکیل یک حزب جعلی است که وجود خارجی ندارد و فقط نیروهای فعال را به این اسم سرگرم و و معطل و بعد شناسائی میکند. او که یکی از عوامل مشکوک برای کشاندن روح الله زم به عراق هم هست اکنون چند سال است  از یکی از موسسات آمریکائی فعال در زمینه توسعه سیاسی در جهان سوم پولهای بی حساب و کتاب دریافت میکند.

نمونه دیگر از این دست فاند بگیران، کاریکاتوریستی  است که از یک موسسه وابسته به اسرائیل و حامی آن کشور  در آمریکا به عنوان تلاش برای  خبر رسانی بدون سانسور در ایران پول دریافت میکند. ولی در جریان جنگ دوازده روزه اخیر بسیار بر ضد اسرائیل و به نفع جمهوری اسلامی تبلیغ میکرد.

چه آن گروهی که به نام قومیتها و با اهداف نه چندان ملی دریافت کننده کمکهای مالی از غربی ها هستند و چه آن دسته که همیشه راهنمای چپ می زنند ولی به راست میپیچند و کمکهای مالی را با پروژه های جعلی به جیب می زنند، ظاهرا تمایلی به پایان وضعیت موجود و یکسره شدن وضعیت جمهوری اسلامی ندارند. شاید چون احتمالا پایان جمهوری اسلامی برای آنها پایان دریافت کمکهای بی حساب و کتاب مالی و زندگی لوکس باشد.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا