رستاخیز بیست و یک آذر در مشهد و مسئولیت سنگین تر بر گردن خانواده پهلوی

مردم ایران هرجا فرصت پیدا میشود به صورت خودجوش، قاطعانه و با صدای بلند، خواست خود را برای استقرار دوباره نظام پادشاهی در کشور و حمایت از خاندان پهلوی و شخص رضا پهلوی به عنوان پادشاه فریاد میزنند.
به گزارش پناهنده نیوز، روز جمعه ۲۱ آذرماه (۱۲ دسامبر ۲۰۲۵) هزاران نفر از مردم مشهد که برای بزرگداشت هفتمین روز مرگ مشکوک به قتل حکومتی وکیل و حقوقدان مبارز مشهدی، خسرو علی کردی در مسجد غدیر آن شهر گرد آمده بودند، با سر دادن شعارهای اعتراضی قاطعانه خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی و بازگشت سلطنت به ایران شدند. حاضران زن و مرد پر تعداد در این مراسم با تکرار شعارهائی که جریان پادشاهی خواه مطرح کرده اند نشان دادند که بیشترین تمایل در جامعه به کدام جریان فکری برای بعد از سقوط نظام جمهوری اسلامی وجود دارد. همچنین مهمتر از آن، مردم مشهد با این حرکت اعتراضی مسالمت آمیز خود در روز جمعه بیست و یکم آذر تمام تبلیغات کارگزاران جمهوری اسلامی مبنی بر آمدن مردم پشت سر حکومت جمهوری اسلامی بعد از جنگ دوازده روزه با اسرائیل را خنثی کردند و پوچ بودن این ادعا را به ناظران داخلی و بین المللی به وضوح نشان دادند.
حاضران در این مراسم شعارهای مرگ بر خامنهای، مرگ بر دیکتاتور، امسال سال خونه – سیدعلی سرنگونه، میجنگیم- میمیریم – ذلت نمیپذیریم، زن- زندگی – آزادی، این است شعار ملی رضا رضا پهلوی، رضاشاه روحت شاد، نه غزه نه لبنان – جانم فدای ایران سردادند. همچنین شعار مرگ بر سه مفسدین ملا چپی مجاهدین نیز در زمانی که برخی افراد قصد سخنرانی داشتند و شعار جاوید شاه در محوطه داخل مسجد غدیر هم بسیار جلب توجه میکرد.
عده ای از فعالین شناخته شده ضد حکومتی از جمله نرگس محمدی، سپیده قلیان، هستی امیری، پوران ناظمی و عالیه مطلبزاده نیز از شهرهای دیگر برای شرکت در این مراسم آمده بودند که همگی آنها توسط ماموران حکومتی که به مراسم یورش بردند بازداشت شدند. مردم شرکت کننده در این مراسم آنقدر مصرانه بر شعارهای خود پای فشردند که حتی تلاش چهره شناخته شده ای مثل نرگس محمدی، حقوقدان برنده جایزه صلح نوبل هم نتوانست آنها را آرام کند و جمعیت به او هم با شعارهای ساختار شکنانه اجازه سخنرانی ندادند. شعارهای این آخرین نبرده – پهلوی برمیگرده و کینگ رضا پهلوی بسیار واضح خواست جمعیت را نشان میداد و جای هیچگونه ابهامی را باقی نگذاشت.
مراسم روز جمعه بیست و یکم آذر مشهد در نهایت با یورش ماموران لباس شخصی و اقدام به ضرب و شتم شرکت کنندگان و دستگیری تعداد زیادی از آنها به پایان رسید. اما خبر آنچه در این مراسم روی داد مانند بمبی در سراسر ایران منفجر شد تا ایرانیان با چشمان امیدوار نگاه به زمستان داغ پیش روی داشته باشند. آنچه را که میتوان دستاورد این رستاخیز پر جوش و خروش بیست و یک آذر در مشهد دانست، بطور خلاصه میتوان در موارد زیر خلاصه نمود:
اول: شعارهای مردم، ادعای دستگاه تبلیعات رژیم و وابستگان به آنها مبنی بر این که مردم ایران به علت وقوع جنگ دوازده روزه، با هر عقیده و طرز فکری آمده اند و پشت جمهوری اسلامی ایستاده اند را خنثی کرد.
دوم: مردم نشان دادند که حاضر به کوتاه آمدن از مطالبه سرنگونی رژیم و گذار از رژیم جمهوری اسلامی نیستند. مردم علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی و سیاستهای غلط او را عامل اصلی همه بدبختیهای خود میدانند.
سوم: مردم اعلام کردند که با اختلاف زیاد از بین گزینه های موجود برای رهبری دوران گذار از جمهوری اسلامی و اداره امور کشور بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی، به گزینه سلطنت و شخص رضا پهلوی فکر میکنند و تمایل دارند.
چهارم: مردم با شعارها و رفتار خود به تندی و قاطعانه با جریانهای اصلاح طلب حکومتی، چپی، ملی – مذهبی و مجاهدین خلق که آنها را عوامل پنجاه و هفتی می نامند و در به وجود آوردن نظام جمهوری اسلامی و وضع نامطلوب موجود نقش مهمی داشته اند مرزبندی کردند.
مسئولیت بیشتر برای پهلوی
اکنون در اثر آنچه که طی رستاخیز روز بیست و یک آذر در مشهد رخ داد، بیش از پیش بار بر دوش خانواده پهلوی گذاشته شد. مردم داخل ایران برای چندمین بار در طول امسال، آنها را صدا زدند و بدون هرگونه شبهه و خیلی واضح خواست خود را برای بازگشت این خانواده به قدرت سیاسی در ایران به همه اعلام کردند. شاهزاده رضا پهلوی و خانواده او اگر تا الان هرگونه تردیدی در مورد خواست و اراده مردم ایران برای بازگشت خود داشتند، حالا باید مطمئن باشند که قلب اکثریت ملت ایران با آنهاست و آشکارا به ایشان از سوی ملت رای تمایل داده شده است. این ابراز تمایل مکرر مردم داخل بزرگترین سرمایه سیاسی و ملی در اختیار خاندان پهلوی و در راس آنها شاهزاده رضا پهلوی است که دیگر خیلی از مردم ایران او را نه ولیعهد سابق بلکه پادشاه بالقوه ایران میدانند.
شاهزاده رضا پهلوی حالا باید تلاشی دو چندان کند تا بتواند با در نظر گرفتن منافع ملت ایران، این سرمایه سیاسی را که مردم با به خطر انداختن جان خود در اختیار او گذاشته اند تبدیل به سرمایه نقد کند و از قوه به فعل در بیاورد. در این شرایط بیش از هر زمان دیگری از سوی ملت راه برای او باز شده است. وقت آن است که شاهزاده پهلوی از این موقعیت بی نظیر به سود مردم استفاده کند و فشار را برای سرنگونی جمهوری اسلامی و استقرار یک نظام سکولار و دمکرات مبتنی بر حقوق بشر در ایران دو چندان کند.
روشن است که اگر ایرانیان در ماههای پیش رو حرکتهائی موثر بر رهائی خودشان از زیر سلطه جمهوری اسلامی را توسط شاهزاده رضا پهلوی بیشتر ببینند، بازهم هرجا که کوچکترین امکانی بوجود بیاید تمایل خود را به او بیشتر و بیشتر نشان خواهند داد تا سرنوشت ایران را از این طریق عوض کنند.



